برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
باید راه رهایی از یک رنج تکراری وجود داشته باشد.
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
از نرسیدن فقط غر زدنشو یاد گرفتم! انقدر تلاش کن که جونت بالا بیاد بعد بیا بگو نمیشه و راهی نیست !
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
خودکشی کرد
...
بیشترین جوابی که این روزها برا سوال ”چرا مُرد“ میشنوم
اکثرا هم جوان و نوجوان:)
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
کاملا برعکس قبلا
خلوت خودم و اتاق و فیلم و کتابای خودم برام بهترین جمعند:)
این برای این نیست که افسرده شده باشم یا این چیزا
بلکه بخاطر تحمل حرف ها و عقاید بقیه...
مخصوصا حرف های ضد زنی که ناخوداگاه تو جملات و نظریات هست.
شدیدا دارم به سمت فمنیست شدن حرکت میکنم.
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
امروز خبر خودکشی دختر هم سن و سال خودم مثل اوار خراب شده روی سرم
خودکشی از هیییچ کس بعید نیست
تصور اینکه اون لحظه ها چه حالی داشته و چطوری طناب و انداخته دورگردنش و لحظه های بعدش...دردناکه
تصور حال مامان باباش
حال دوستاش
فکر کردن به اینکه چرا انقدر همه غمگین و افسرده اند(البته خیلی هم چرا نداره!) و این همه کم بودن ظرفیت آدم ها
.
.
.
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
این مدت انقدر پای حرف ادم های مختلف بودم،انقدر از زندگی های مختلف شنیدم که اگه الان ازم بخوان دنیا رو بکشم به زشت ترین و سیاه ترین شکل ممکن میکِشمش.
دلم خیلی غمگینه...واقعا هر دفعه بعد دیدن یا شنیدن چنین چیزهایی یه بار بزرگ به سنگینی های دلم اضافه میشه.مخصوصا وقتی این سختی ها رو تو زندگی یکی از عزیزترین های زندگیت میبینی.
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی
برای شروع کار فردا وبلاگ خودم کلمه تنهایی میخوام برم استخر
بعدشم میرم ارایشگاه
بعدشم وقت شد میرم باشگاه ثبت نام میکنم.
میخوام یاد بگیرم به وبلاگ خودم کلمه برسم وبا وبلاگ خودم کلمه خوشحال باشم
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی