خرید بک لینک
فکر میکنم شروع خوشحال بودن‌ از اونجاست که یاد بگیری از با خودت تنها بودن لذت ببری.بخوای همیشه منتظر بقیه بمونی از قافله عمر عقب میمونی و یهو چشم باز میکنی میبینی همش رو تختی و با گوشی ور میری.  برای شروع کار فردا خودم تنهایی میخوام برم استخر بعدشم میرم ارایشگاه بعدشم وقت شد میرم باشگاه ثبت نام میکنم. میخوام یاد بگیرم به خودم برسم و‌با خودم خوشحال باشم نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 4:21 توسط shadow  | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:15

یادتونه یبار اومدم گفتم داداشم عاشق شده کنجکاوم بدونم کیه؟ فردا(امروز) عقدشونه❤️ ۱۶ شهریور ۱۳۹۷   نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور ۱۳۹۷ ساعت 2:29 توسط shadow  |  نوشته‌های پیشین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:15

کسی اینجا هست؟؟؟ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد ۱۳۹۸ ساعت 19:15 توسط shadow  |  نوشته‌های پیشین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 20:15

حس می کنم از زندگی عقب موندم. اصلا نمیدونم این جمله معنی میده یا نه؟ اصلا داریم چیزی به اسم از زندگی عقب موندن؟ چون این یه چیز کاملا نسبیه و موقعیت ها برا آدم ای مختلف تو سن های مختلف پیش میاد.ولی در کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: يکشنبه 20 مهر 1399 ساعت: 21:36

باید راه رهایی از یک رنج تکراری وجود داشته باشد.

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: يکشنبه 20 مهر 1399 ساعت: 21:36

از نرسیدن فقط غر زدنشو یاد گرفتم! انقدر تلاش کن که جونت بالا بیاد بعد بیا بگو نمیشه و راهی نیست !

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: يکشنبه 20 مهر 1399 ساعت: 21:36

امروز دانشگاهم نرفتم. مهرماه که حالم خیلی خوب بود و با عشق میرفتم دانشگاه و وقتی یه روزم تعطیل بود ناراحت میشدم از نبودن دانشگاه یا وقتی هفته ی قبل یه روز مجبور شدم نرم دانشگاه و سر همین کلی اعصابم خوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1398 ساعت: 20:06

ایست قلبی کرد

خودکشی کرد

...

بیشترین جوابی که این روزها برا سوال ”چرا مُرد“ میشنوم

اکثرا هم جوان و نوجوان:)

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

تحملِ “جمع” برام سخت شده:)

کاملا برعکس قبلا

خلوت خودم و اتاق و فیلم و کتابای خودم برام بهترین جمعند:)

این برای این نیست که افسرده شده باشم یا این چیزا

بلکه بخاطر تحمل حرف ها و عقاید بقیه...

مخصوصا حرف های ضد زنی که ناخوداگاه تو جملات و نظریات هست.

شدیدا دارم به سمت فمنیست شدن حرکت میکنم.

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

من همینجا وبلاگ وصیت کلمه میکنم
رو اعلامیه و سنگ قبرم عکسمو بزنید
و اعلامیه هم انقدر مردسالار ننویسید که روش اسم بابا و داداش و عمو و دایی و بابا بزرگ و فقط بنویسید!
یا روش اسم مامان و عمه و خاله و مامان بزرگ هم مینویسید
یا کلا این بخش و حذف کنید!
وسط اعلامیه هم زمان و مکان مجلس زنانه رو بنوسید
و اونیکه تو کادر، پایین اعلامیه و کوچیک نوشته میشه زمان و مکان مجلس مردانه باشه!

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

نمیدونم با این حجم غمگین بودنم چه کنم

امروز خبر خودکشی دختر هم سن و سال خودم مثل اوار خراب شده روی سرم

خودکشی از هیییچ کس بعید نیست

تصور اینکه اون لحظه ها چه حالی داشته و چطوری طناب و انداخته دورگردنش و لحظه های بعدش...دردناکه

تصور حال مامان باباش

حال دوستاش

فکر کردن به اینکه چرا انقدر همه غمگین و افسرده اند(البته خیلی هم چرا نداره!) و این همه کم بودن ظرفیت آدم ها

.

.

.

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

هرروز قسمتی از زیبایی های زندگی جلوی چشمام میمیره.

این مدت انقدر پای حرف ادم های مختلف بودم،انقدر از زندگی های مختلف شنیدم که اگه الان ازم بخوان دنیا رو بکشم به زشت ترین و سیاه ترین شکل ممکن میکِشمش.

دلم خیلی غمگینه...واقعا هر دفعه بعد دیدن یا شنیدن چنین چیزهایی یه بار بزرگ به سنگینی های دلم اضافه میشه.مخصوصا وقتی این سختی ها رو تو زندگی یکی از عزیزترین های زندگیت میبینی.

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

خب جوابای وبلاگ کنکور کلمه اومد.رتبم سه رقمی شد و دانشگاه تهران قبول نمیشم.یکی دو روز اول عصبی بودم.ناراحت نه،عصبی.عصبی از اینکه جرئتشو داشتم و از یه دانشگاه خوب و رشته ی خوب انصراف دادم ولی به اندازه ی کافی درسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

فقط الان ناراحت از اینم که پولی که الان باید بدم به دانشگاه غیرانتفاعی همونموقع میدادم به کلاس های بازیگری...

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

فکر میکنم شروع خوشحال بودن از اونجاست که یاد بگیری از با خودت تنها بودن لذت ببری.بخوای همیشه منتظر بقیه بمونی از قافله عمر عقب میمونی و یهو چشم باز میکنی میبینی همش رو تختی و با گوشی ور میری.

برای شروع کار فردا وبلاگ خودم کلمه تنهایی میخوام برم استخر

بعدشم میرم ارایشگاه

بعدشم وقت شد میرم باشگاه ثبت نام میکنم.

میخوام یاد بگیرم به وبلاگ خودم کلمه برسم وبا وبلاگ خودم کلمه خوشحال باشم

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:38

صفحه بندی