ما ياد نگرفته ايم وقتي دلمان درد دارد باهم حرف بزنيم
ياد نگرفته ايم حرف بزنيم و بخنديم
ياد نگرفته ايم حرف دلمان را بگوييم
ما از همان ابتدا ياد گرفته ايم سكوت كنيم
هركس دردش را بردارد و كاسه كاسه بريزد در دل خودش
ما كنار هم بودن دل ها را ياد نگرفته ايم
جسم هامان كنار هم اند دل هامان هم را دوست دارند ولي كنار هم نيستند
و اينگونه ست كه من به بدترين درد جهان مبتلام!
تنهايي!
برچسب:
نویسنده: بنیامین سلطانی