میدونید من گاهی حس میکنم با همه ی ادمای توی خونمون فرق دارم...
احساساتم...تفکراتم...خواسته هام...رفتارم...
فقط من به محبت بیشتری احتایج دارم...
حتی احتیاج دارم یکی قربون صدقم بره...
من نیاز دارم یکی همراهم باشه...
من یه همراه میخوام...
این همراه صرفا یه جنسِ مذکرِ غریبه نیست...!
برای همین هم هیچوقت به سمتِ جنسِ مذکرِ غریبه رو نبردم...!
من دلم میخواست با یکی توی خونمون صمیمی بودم!
مادرم!
برادرم!
پدرم!
ولی با هیچکدوم نبودم...
حتی رابطه خواهر برادریِ مدنظرمم هم نداریم...!
داداشمم مثل مامانمه...زیاد درگیرِ احساسات نیست...
احساساتش درونیه...بروزش نمیده زیاد!
هیچوقت با اونم صمیمی نبودیم!
هیچوقت باهم حرفای خصوصی نداشتیم...
هیچوقت باهم دردو دل نکردیم...
هیچوقت باهم دوتایی تنهایی وقت نگذروندیم...!
رابطم با پدرمم هم خیلی سردتر هست...
باز مثل خیلی از دخترا نیستم که پدرم باشه مردِ زندگیم و دوست و ریفیقم!
حتی از پدرم خیلی دورتر از مامان و داداشم هستم...!
فکر میکنم اینا برای همین شرایط ساخته شدن...شاید هم
باهاش مشکلی ندارن...
ولی من خیلی احساساتی ترم...شایدم خیلی هنرمندانه ترم...!
من تنهایی و دوست ندارم...
من صمیمیتو دوست دارم...
دوست داشتن و عاشق بودن و فریاد زدنش و دوست دارم...
من بغل کردن و بوسیدن کسی که دوسش دارم و دوست دارم...
من...
من...
من...
برچسب: 08,08 honda accord,08 silverado,08 impala,08g,p4,6286,kr,08873,08831,08854,08054,08 honda civic,
نویسنده: بنیامین سلطانی