خرید بک لینک
مامان بهم ميگه من يه بهونه ميارم و به بابا و داداشت ميگم چند روز روزه نميگيري

اينطوري تو هم راحت ميتوني اين چند روزو بخوري

مثل بچه هاي لجباز پاهامو ميزنم زمين و ميگم نه نميخوام

من روزه الكي ميگيرم اين چند روز...!

(چند ساعت بعد نامبرده مثل ادامس چسبيده به كاغذ از تخت جدا ميشود و با چشم هاي قرمز به سمت آشپزخانه روانه ميشود.

الكي چند لقمه ميخورد و يكم اب ميخورد

مسواك ميزند

صورت و دست هاشو خيس كرده و با چادر و مهر به اتاق ميرود

پست ميگذارد و چادر و مهر رو به مامان برميگرداند و در افق محو ميشود از اين همه ثواب و جبر:)

+ شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶4:14نیلسا |

برچسب: نویسنده: بنیامین سلطانی تاريخ: جمعه 6 مرداد 1396 ساعت: 12:20

صفحه بندی